زنبور
علیرضا بیگدلی
شنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۴، 2:42
+وای زنبور
- چیه مگه یه زنبور دیگه
+ نه توروخدا بگیرش، وای
- باشه بابا
+ در اون بطری رو باز کن بده من، اون لیوان رو هم بده
- بیا، فقط چطور می خوای بگیریش؟
+ لیوان رو میزارن روش بعد لیوان رو میزارن رو بطری که بره توش
- دس خوش
+ اینم از زنبور شما، فقط برو یه جا آزادش کن
- حله بده من بطری رو
= و در آخر او بطری را به داخل رودخانه انداخت و زنبور را آزاد کرد...