حرف حق

علیرضا بیگدلی
سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۴، 23:49

چه بسیار دفعاتی که حرفمون درست بوده توی بحث، ولی منتظر بودیم طرف هم حرف مارو تایید کنه.

اون قبول نمیکنه داش، وقتی حرفت درسته طرف رو زیر بگیر...

خلاء

علیرضا بیگدلی
سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۴، 23:47

کی گفته کسی که مغروره خودبزرگ بینه؟

اتفاقا اون آنقدر خودش رو کوچیک میبینه که می‌ترسه بقیه هم فکر کنند اون کوچیکه، به خاطر همین آنقدر داد میزنه که من آدم بزرگی ام، تا اون ضعف درونیش دیده نشه...

یا

کی گفته اون که با صدای بلند و قهقهه میخنده همیشه به این معنی که اون آدم به شدت شادیه؟

خیلی وقتا به خاطر فرار از درد هاش خندشو فریاد میزنه...

خیلی از رفتار هایی که ما از افراد میبینیم به خاطر نبود همون چیز در فرد‌ هست...

آدم های عوضی...

علیرضا بیگدلی
سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۴، 23:39

دقت کردید آدم های عوضی فکر میکنند بقیه هم مثل اونا عوضی فکر میکنند؟؟؟

تنها ترین نهنگ جهان...

علیرضا بیگدلی
دوشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۴۰۴، 5:31

خیلی سال است که در حال صدا زدن دوستانش هست و تا به امروز کسی به او پاسخ نداده است...

«نهنگ ۵۲ هرتز»

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D9%87%D9%86%DA%AF_%DB%B5%DB%B2_%D9%87%D8%B1%D8%AA%D8%B2?wprov=sfla1

📝https://t.me/Nasut84

دوباره هدف زندگی...

علیرضا بیگدلی
دوشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۴۰۴، 0:26

در حال حاضر رسیدیم به text very short ، همون متن به شدت کوتاه(خواستم یکم ادا بیام که بگم مثلا مطلبم مهم و علمیه).
با این وضعیت... دیگه فقط حال برای همین متن های چند کلمه ای مونده...
که من میترسم این brain rot (پوسیدگی مغز) انقدر پیش بره که دیگه حال همین متن هام نباشه...
باید برگردیم به اصالت...
(تیکه پنجم و آخر، منم خسته شدم...)

دوباره هدف زندگی...

علیرضا بیگدلی
یکشنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۴، 23:58

ولی خب طبیعتا باید به مهم ترین های اون استعداد ها بپردازیم، مثلا اینکه 10 20 سال از عمرمون رو بزاریم تا با دهنمون بتونیم یه ریتم خفن بزنیم(بیت باکس)، فعععک نکنم به یکی از مهم ترین استعداد هامون پرداخته باشیم. (هر چند اونم حاصل استعداده ولی چون حرف خاصی نداره فاقد اعتباره)
باشه!
پس اون استعداد کوفتی چیه؟؟؟
آروم باش، اگه میدونستم میگفتم دیگه، مریض که نیستم.
بزا ببینم چیکارش میشه کرد.
یکی از اون استعداد های فوق العاده عقل و قوه تفکره، که ما به نظرم حتی یک درصد هم ازش استفاده نکردیم تو این چند سال زندگیمون.
اره، از این راه هم میشه به هدف زندگی نزدیک شد، اینکه به روحیه های مشترک آدم ها بپردازیم. اون موقع احتمالا یکم بیافتیم تو جاده اصلی و از جاده خاکی فاصله بگیریم...
مثلا یکی از روحیه ها میل به جاودانگیه!
از هرکی بپرسی نمی خواد تموم بشه(البته از قشر چیزناله فاکتور گرفتم).
اصلا اونی که همچین روحیه ای داخل این آدما گذاشت چرا این کارو کرده؟ یعنی می خواسته باهاشون شوخی کرده باشه؟
بهش نمیخوره...
پس اگه قراره جاودانه باشیم داستان نباید به اینجا ختم بشه، چون میدونید که ما تو این دنیا قراره بمیریم، پس اگه جاودانگی هم باشه یه جای دیگه هست.
میبینید فکر کردن چه باحاله؟(البته الان این منم که دارم این کار رو میکنم، شما تهش متن رو بخونید...)
ولی الان دیگه کسی حوصله فکر کردن نداره، اصلا فکر کردن که هیچی، خیلی اوضاع خیت تر از این حرفاست، آدما دیگه حال ندارند یک رمان 200 300 صفحه ای بخونند.
داری جک میگی؟ ملت دیگه حال ندارند یه سریال بلند رو نگاه کنند. دیگه لامصب حداقل همون روند فیلم دیدن صبح تا شبت رو دنبال کن.
حس اونم دیگه نیست...
(تیکه چهارم)

دوباره هدف زندگی...

علیرضا بیگدلی
یکشنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۴، 21:7

خب کجا بودیم؟
تکامل!
حالا چرا گفتم تکامل؟
فقط قبلش من یه نکته بگم، که شما هیچ حق نظر و انتقادی ندارید، به خاطر این که اصلا به این سوال فکر نکردید.( هدفم از این جمله این بود که شمارو فشاری کنم که خودتون هم به این سوال فکر کنید، که البته فعععک نکنم بازم فایده ای داشته باشه ولی خووو)
بگذریم، تکامل!
حالا چرا تکامل رو گفتم؟
چون به نظرم هدف باید بهترین و بالاترین چیزی باشه که میشه انتخابش کرد...
که اون حالت نهایت کمال رو من اسمشو میزارم تکامل، بالاترین حدی که میشه برای یه انسان تصور کرد.
خب، حالا انسان باید به کجا برسه که بگیم به تکامل رسیده؟
باید کدوم قسمت های خودشو تقویت کنه که به اون تکامله برسه؟
مثلا میلیاردر بشه؟
بره بدنو بسازه؟
یا ته علم رو دربیاره؟
نمیدونم، ولی فکر کنم این تکامل یه چیز درونی باشه تا عوامل بیرونی...
مثلا ماشین و خونه و زمین نقشی تو تکامل فرد نداره، مگر اینکه بگیم یه چیزی درون این فرد بوده که این هارو به دست آورده، اون موقع میگیم طرف یه چیزی توش بوده که به اینا رسیده.
حالا اون چیزی که تو آدمه چیه؟
من بهش میگم استعداد، حالا بقیه ممکنه چیزای دیگه صداش کنند.
احسنت، الان یه کلمه جدید داریم، استعداد و نوبت این کلمه هست که دهنم رو سرویس کنه.
دوباره الان سوال میشه ما با این همه استعدادی که داریم کدومش رو پرورش بدیم که به اون تکامل لعنتی برسیم؟
سوال بسیار قشنگیه
منم نمیدونم

(تیکه سوم)

دوباره هدف زندگی...

علیرضا بیگدلی
یکشنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۴، 7:8

اول اینو بگم که تا این بحث شروع میشه اولین واکنش مغز اینه که میگه «ول کن بابا، به چریدنت ادامه بده»
که اینم طبیعیه، چون تنبل ترین قسمت بدن همین مغزه، و خودشو به هر دری میزنه تا به چیزی فکر نکنه...
حتی همین الانم مغزم نمیزاره بحث رو شروع کنم!
کافیه!
هدف زندگی؟
چرا ما نمیمیریم؟
خداروشکر مشکلات هم کم نداریم، بیا اینم دلیل، مگه هر روز پشت سر هم غر نمیزنیم که چه وضعشه و فلان و فلان...؟
پس بزن تمومش کن دیگه،
ها چیه؟
هرکی که درک و شعور داره باید دنبال جواب این سوال باشه...
شما رو نمیدونم ولی من بحث رو شروع میکنم!
به نظرم بهترین چیزی که میشه به عنوان هدف در نظر گرفت، تکامل هست.
رسیدیم به یه کلمه کلیشه ای!
حالا کی می خواد اینو توضیح بده؟؟؟
اصلا میدونی بدبختی همین سوال «هدف زندگی» چیه؟
اینه که با گفتن یه کلمه تموم نمیشه، که بری به یکی بگی داش هدف زندگی رو بهم میگی من برم، اصلا اینجوری نیست، هر کلمه ای بگی مجبوری اونو با یه کلمه دیگه توضیح بدی و بعد کلمه بعدی و بعدی...
و این سلسله همین جور ادامه پیدا میکنه، که خودم هم نمیدونم تهش کجاست و چیه!
که این چیرو میرسونه؟
اینو میرسونه که این یه سوال مسخره نیست که جوابشم مسخره باشه و تموم شه بره...
میفهمیم که لازمش تفکره...
و یه چیز دیگه هم میگه، اونم اینه که ما واسه سوال به این حد مهمی حتی چند دقیقه هم وقت نزاشتیم، چه برسه به چند ساعت یا بیشتر...!
(تیکه دوم)

دوباره هدف زندگی...

علیرضا بیگدلی
یکشنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۴، 6:19

اصلا انقدر بهش فکر میکنم تا گندش رو دربیارم. ببینم کی می خواد چی بگه! شاید یکی بپره وسط و بزنه زیر میز بازی و بگه: «اصلا چه اهمیتی داره هدف چی باشه؟»
اینکه برای هدف زندگی جوابی نداشته باشی ضایع هست ولی چون اکثر مردم هم جوابی براش ندارند و عین گوسفند دارند به مسیری میرند که گله داره حرکت میکنه خیلی گیری نمیشه داد، اما اینکه بگی «اصلا چه اهمیتی داره که هدف زندگی داشته باشیم؟»، باید بگم از احمقانه ترین جمله هایی هست که یه نفر میتونه به زبون بیاره!
خب، پس رسیدیم به نقطه صفر...
هووووف
حالا زندگی که چی؟
(تیکه اول)

معلم و همکار

علیرضا بیگدلی
شنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۴، 2:45

+ به به ، آفرین ،آقا معلمِ تازه به دوران رسیده ی ما می خواد رو بچه ها تاثیر هم بزاره ، چه غلطا...

- اینکه بعد، بد بخت کردن چند صد تا دانش آموز که توی این چند سال مثلاً معلمشون بودی و هیچ گُلی نخوردی و الان این مسئله به یَسارتم نیست و حتی یکی هم که می خواد یه کار مفید رو بکنه مسخرش میکنی واقعا جالبه، خسته نباشی...

معلم و شاگرد

علیرضا بیگدلی
شنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۴، 2:45

+ ۱۸/۵ شدی

- ممنون

+ چه حسی داری؟

- هیچی

+ باشه ، برات ۲۰ میزارم

+نفر بعدی، ۱۹/‌۷۵‌‌ شدی

- استاد ترو خدا ، اون سوال تستی رو من درست زده بودم ، اشتباهی تیک زدم

+ حله ، برات ۹ گذاشتم

معلم و شاگرد

علیرضا بیگدلی
شنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۴، 2:44

+ پس درس ۸ هم که «هدف زندگی» بود تموم شد، یه ۵ دقیقه استراحت کنید بعد درس ۹ رو شروع میکنیم.

- استاد هدف زندگی خود شما چیه؟

+ خب بچه ها استراحت کافیه، درس ۹ رو باز کنید...

معلم و شاگرد

علیرضا بیگدلی
شنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۴، 2:44

+ بچه ها دیگه الان عصر هوش مصنوعی هست، شما باید به روز باشید وگرنه از دنیا عقب میمونید...

- استاد برای مقاله نوشتن دیپ سیک می‌تونه بهتر کمک کنه یا چت جی پی تی؟

+ اره منم موافقم، بچه ها موفق باشید...

معلم و شاگرد

علیرضا بیگدلی
شنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۴، 2:43

+ ایشالا بعد از ۱۲ سال درس توی مدرسه ، ۱۵ سالم هم توی دانشگاه پزشکی میخونید بعد توی ۳۰ سالگی دستتون رو از جیب دَدی در میارید و مستقل میشید و عشق حال...

- استاد ببخشیدا ولی خودتون الان چی شدید؟

معلم هویت اجتماعی مدرسه دولتی؟

با ده تومن حقوق، دارید مارو نصیحت هم میکنید؟

+ بچه ها فکر کنم زنگ خورده برق نیست، پاشید برید حیاط...

زنبور

علیرضا بیگدلی
شنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۴، 2:42

+وای زنبور

- چیه مگه یه زنبور دیگه

+ نه توروخدا بگیرش، وای

- باشه بابا

+ در اون بطری رو باز کن بده من، اون لیوان رو هم بده

- بیا، فقط چطور می خوای بگیریش؟

+ لیوان رو میزارن روش بعد لیوان رو میزارن رو بطری که بره توش

- دس خوش

+ اینم از زنبور شما، فقط برو یه جا آزادش کن

- حله بده من بطری رو

= و در آخر او بطری را به داخل رودخانه انداخت و زنبور را آزاد کرد...

نظریه نامحبوب:

علیرضا بیگدلی
چهارشنبه نوزدهم شهریور ۱۴۰۴، 13:52

شما دیگه نمیتونید ده دقیقه هم درباره یک موضوع واحد فکر کنید.

هدف زندگی؟

علیرضا بیگدلی
سه شنبه چهارم شهریور ۱۴۰۴، 18:23

می خوام از صفر شروع کنم.

سیاهی مطلق، هنوز این جهان و ما به وجود نیامده ایم.

همه چیز از یک نقطه سفید شروع شد و گسترش یافت.

مشاهده نقطه شروع و پایان به صورت هم زمان ممکن نبود و این فاصله هر لحظه بیشتر میشد.

میلیون ها موجود مختلف در راستای خلق این جهان، پا به عرصه وجود گذاشتند و در میان این موجودات یک گونه با همه متفاوت بود و آن کسی نبود جز «انسان».

و حال تازه داستان ما شروع میشود که چرا این موجود با دیگران متفاوت است.

او هم مانند دیگر موجودات دارای دست و پا و از همه مهم تر و جامع تر این که دارای حیات بود.

پس چه چیز این انسان آن را از دیگر موجودات متفاوت کرده بود؟

چیزی که آن انسان را متفاوت کرده بود، در سرش قرار داشت.

فکری که از پهنای این جهان به این بزرگی وسیع تر بود.

تفکری که می‌توانست جهانی را در ذهنش متصور کند...

و نکته متمایز کننده دیگر، قدرت اختیار آن بود که میتوانست همه چیز های متصور شده در ذهنش را خلق کند.

و خلاصه برایتان بگویم، او برای خود خدایی شده بود...

(شاید پارت یک)

درس دانشگاه

علیرضا بیگدلی
دوشنبه سوم شهریور ۱۴۰۴، 21:51

افلاطون: آدمی از راه اندیشیدن درباره محتوای ذهن خود دانش کسب میکند...

حتی همینم همه دانشجو ها حفظ می‌کنند که تو امتحان بنویسند.

یکی نیست بگه اصلا فهمیدی چی گفت؟

ما دقیقا داریم بر عکسش رو انجام میدیم، به جای اینکه تفکر کنیم درباره داده های ذهنمون، کلی داده بی مصرف دیگه اضافه مغزمون میکنیم، تا کامپیوتر بهتری باشیم که در نتیجه ۲۰ بگیریم...

مفت...

علیرضا بیگدلی
شنبه یکم شهریور ۱۴۰۴، 0:6

همه گیر شدن حرف های مفت، نتیجه گوش های مفتی است که به آنها پرداخته اند...

آمارگیر وبلاگ

© ناسوت