از یهود تا صهیونیسم (پارت دوم)
پس از مرگ حضرت سلیمان، کشورشان دو تکه شد(اسرائیل در شمال، یهودا در جنوب).
در نهایت، بابلیها به رهبری نبوکدنصر اورشلیم را ویران کردند، معبد را سوزاندند و مردم را به اسارت بردند. این دوران تبعید باعث شد یهودیان به جای پرستش قربانی در معبد، روی مطالعهی تورات و نیایش جمعی در کنیسهها تمرکز کنند. همان جا بود که پایههای دین یهودِ «غیرمعبدمحور» شکل گرفت.
پس از سقوط بابل به دست کوروش بزرگ (پادشاه ایران)، او به یهودیان اجازه داد به سرزمینشان برگردند.
در بازگشت، عزرا (Ezra) و نِحِمیا (Nehemiah) تورات را دوباره سامان دادند و معبد دوم را ساختند.
در همین زمان، روحانیت یهود (کاهنان و کاتبان) قدرت زیادی پیدا کرد و تفاسیر و قوانین دقیق دینی شکل گرفتند.
در دوران بعدی، یهودیان زیر سلطهی امپراتوریهای بزرگ قرار گرفتند (یونان، سپس روم).
اختلافات داخلی باعث شد گروههای مختلفی در میانشان پدید بیاد:
فریسیان (Pharisees): به تفسیر و شریعت شفاهی ایمان داشتند.
صدوقیان (Sadducees): فقط تورات مکتوب را قبول داشتند.
اسنیان (Essenes): زاهدان گوشهنشینی بودند که از جامعه کناره گرفتند (از آنها طومارهای بحرالمیت بهجا مانده).
در سال ۷۰ میلادی، رومیها معبد دوم را هم نابود کردند. این اتفاق دین یهود را برای همیشه تغییر داد.
بعد از نابودی معبد دوم، دیگر قربانی و عبادت در معبد ممکن نبود.
در این دوران، علمای یهود یا خاخامها (Rabbis) مرکز دین شدند و به جای قربانی، بر تورات، دعا و اخلاق تمرکز کردند.
تعالیم شفاهیای که نسلها بین علما منتقل شده بود، در این زمان نوشته شد و تبدیل به مجموعهای بزرگ به نام تلمود (Talmud) گردید.
تلمود، همراه با تورات، هستهی اصلی یهودیت امروز است.
پس از پراکندگی (Diaspora)، یهودیان در سراسر جهان زندگی کردند و شاخههای مختلفی از یهودیت شکل گرفت:
اشکنازی (Ashkenazi): یهودیان اروپای مرکزی و شرقی.
سفاردی (Sephardi): یهودیان اسپانیا و شمال آفریقا.
مزراحی (Mizrahi): یهودیان خاورمیانه و ایران.
در دوران مدرن هم سه شاخهی اصلی مذهبی پدید آمدند.
ارتدکس: سختگیر و وفادار به شریعت قدیم.
محافظهکار (Conservative): میانرو و تعدیلشده.
اصلاحطلب (Reform): مدرن و آزاد از شریعت سنتی.