تحلیل پاندای کنگ فو کار 1
به غیر از تجربه دوباره لذتی که توی بچگی برده بودم، ایندفعه تمرکز کردم که ببینم اصلا انمیشن درباره چی هست!
شروع کار با دوگانگی از شخصیت اصلی داستان یعنی «پو» است.
چیزی که هست؛یعنی کار کردن در رستوران پدرش.
یا چیزی که به آن علاقه دارد؛ کنگ فو...
او توسط استاد اوگ وی انتخاب میشود و در ظاهر داستان، همچی خراب میشود.
استاد شیفو که سال ها مشغول تربیت ۵ آتشین بوده است، از درون فرو میریزند و احساس شکست میکند.
و از آن طرف هم پو هیچ باوری به خود ندارد و تقریباً همان احساس شکست استاد شیفو را دارد.
اما در ادامه داستان روندی که پو طی میکند:
پو – آرزوی خالص بدون ادعا
پو چیزی نمیخواهد جز اینکه خودش تبدیل به قهرمان دنیا شود.
آرزوی او خام است، اما خالص؛ بدون توقع، بدون توهم.
این خلوص باعث میشود بتواند مسیر تغییر را طی کند.
پو «چاق»، «بیاستعداد» و «بیتمرکز» بهنظر میرسد، اما کارکردش این است که نشان دهد:
«استعداد گاهی همان چیزهایی است که فکر میکنی ضعفهای تو هستند.»
تمام ضعفهای پو – انعطافپذیری، اشتها، رهایی ذهنی – همانهاییاند که تبدیلش میکنند به قهرمان.
و روند استاد شیفو:
مردی که از کنترل رها نمیشود
شیفو سمبل سالکی است که بین نظم افراطی و وابستگی عاطفی گیر کرده است.
او تایلانگ را بیش از حد با نظم تربیت کرد و بیش از حد با محبت باورش کرد.
این دوگانه، او را کور کرد.
نقطه شکست شیفو همانجاست که استاد اووگو به او میگوید:
«تو هنوز دنبال کنترل همه چیز هستی.»
شیفو باید یاد بگیرد مسیر را بسپارد – ایدهای کاملاً بودایی و تائوئیستی.
پو در ابتدا با خودِ آرمانی زندگی میکند – یک خیال از قهرمان بودن.
اما فاصله بین خودش و تصویر آرمانیاش آنقدر زیاد است که باعث شرم و بیاعتمادی به نفسش شده.
اما از لحظهای که شیفو میفهمد:
«راه آموزش پو با دیگران فرق دارد.»
پو میتواند «خودِ واقعی» خودش را بپذیرد.
و این پذیرش باعث میشود استعدادهای واقعیاش آشکار شود.
کشتی نهایی پو و تایلانگ، درواقع کشتی دو نوع روان است:
روان انعطافپذیر که ضعفها را تبدیل به قدرت میکند.
روان انجمادیافته که فقط بر اساس یک تصویر سخت حرکت میکند.
اما تایلانگ:
محصول انتظارات دیگران
تایلانگ نماد کسی است که هویتش را نه از درون، بلکه از تصویر دیگران گرفته است.
او باور کرده بود که «قهرمان مقدر» است و وقتی این تصویر فرو میریزد، شخصیتش نابود میشود.
تایلانگ میجنگد نه برای عدالت، نه برای عظمت، بلکه برای اینکه جهان همان چیزی باشد که او فکر میکند هست.
این تضاد با پو بسیار عمیق است:
پو خودش را از نو تعریف میکند؛
تایلانگ میخواهد تعریف قدیمی را دوباره تحمیل کند.
لایه فلسفی: پذیرش، تائو و مفهوم «هیچ چیز خاصی وجود ندارد»
اووگو یکی از شفافترین شخصیتهای فلسفی انیمیشنهاست.
جمله معروفش:
«There is no secret ingredient.»
این جمله فقط درباره آشپزی نیست؛
درباره جهان است:
هیچ جوهرهی آمادهای که تو را کامل کند وجود ندارد. خودت باید آن را فعال کنی.
این همان ایده تائوئیستی «وو وی» است:
عمل بدون اجبار
رهایی از تقلای بیهوده
هماهنگی با مسیر طبیعی زندگی
پو در نهایت وقتی پیروز میشود که دست از ادا درآوردن برمیدارد و بدن واقعی، سبک واقعی و انرژی واقعی خودش را به کار میگیرد.
لایه سمبولیک: طومار اژدها و مفهوم «انعکاس»
طومار اژدها مثل آینه است.
آینه همان دستگاهی است که در فلسفه شرق – بهویژه ذن – نقش مهمی دارد.
وقتی پو طومار را باز میکند و تنها تصویر خود را میبیند، این دو معنا دارد:
راز همان تویی.
هیچ چیزی در جهان نیست جز آنچه در توست بازتاب میکند.
به همین دلیل است که تایلانگ با وجود قدرت زیاد، در برابر طومار شکست میخورد؛
او درران میبیند اما قادر به پذیرش آن نیست.
خط معنایی اصلی: یافتن “خویشتن واقعی”
چیزی که فیلم در ظاهر با طنز و شوخی جلو میبرد، در عمق خودش یک سؤال کاملاً اگزیستانسیالیستی است:
«وقتی هیچ باور خاصی درباره خودت وجود ندارد، چطور میتوانی به چیزی تبدیل شوی که دیده نمیشود؟»
پو از ابتدا نه قدرت دارد، نه تکنیک، نه گذشتهی قهرمانانه.
او تنها چیزی که دارد اشتیاق است.
فیلم میخواهد بگوید:
گاهی عشق و اشتیاق، آن چیزی را میسازند که بقیه فکر میکنند ذاتاً نداری.
طومار اژدها: حقیقت بزرگ فیلم
یکی از قویترین نمادهای داستان.
طومار وقتی باز میشود، خالی است.
به معنای:
هیچ نسخهی از پیش نوشتهشدهای برای قهرمان شدن وجود ندارد
قدرت واقعی در خودت است، نه در یک شیء بیرونی
سرچشمهی توانایی، نگاه تو به خویشتن است
این دقیقاً فلسفهی هویت در روانشناسی مدرن است:
تو همان کسی میشوی که دربارهاش فکر میکنی، نه کسی که دیگران تعریف میکنند.
پو وقتی میفهمد طومار خالی است، آزاد میشود.
پنج مبارز: نماد پنج راه غلطِ رسیدن به معنا
پنج مبارز (ببریس، میمونی، مانتیس، افعی، درنا) هرکدام یک شیوهی شناختهشدهی رشد فردیاند:
سختکوشی دیوانهوار
نظم مطلق
غرور از مهارتها
تخصصگرایی
تقلید کامل از الگوهای سنتی
اما فیلم زیرکانه نشان میدهد که هیچکدام از این مسیرها به تنهایی کافی نیستند.
چون پو در هیچکدام نمیگنجد، اما او کسی است که قرار است مسیر جدیدی خلق کند.
پو نماد راه ششم است:
راهی که از درون میآید، نه از تقلید بیرونی.
استاد اوگوی: حکمت کلیدی فیلم
اوگوی نماد حکمت شرقی، پذیرش، آرامش و نگاه فراتر از زمان است.
خطوط او در فیلم از جنس گفتههای دائوئیستی و بوداییاند.
سه نکتهی اصلی اوگوی:
۱) «هیچ تصادفی وجود ندارد.»
این جمله یعنی جهان نظم دارد، اما نظمی که با عقل خشک قابل فهم نیست.
۲) «دیروز تاریخ است، فردا معما، و امروز هدیه است.»
فلسفهی حضور در اکنون.
۳) «تو فقط آن چیزی را از دست میدهی که از آن میترسی.»
ایدهای که بعداً پو با شکستن ترسهایش به آن میرسد.
اوگوی با مرگ آرامشبخشش، پو را وارد جهان بزرگتر میکند:
آنکه باید رهبر شود، باید بیاموزد که از ترسش عبور کند، نه از قدرتش.
جمعبندی
پاندای کونگفوکار ۱ یک فیلم درباره این نیست که «یک پاندای چاق کونگفو یاد میگیرد».
فیلم درباره این است که:
انسان راز بیرونی ندارد.
راه، چیزی نیست جز خودِ تو.
قدرت در پذیرش است، نه در تقلید از الگوهای آرمانی.
گذشته تعیینکننده نیست؛ نسبت ما با گذشته تعیینکننده است.