کدام؟؟؟
+ یه سوال دیگه مکس
ـ بپرس رفیق، در خدمتم
+ چی میشه که یکی از استاد های ما تو دانشگاه میگه ۵۰ تا مقاله داره
بعضی هاشونم میگن روزایی که دانشگاه تعطیله مینشینند یه مقاله مینویسند.
از اون طرف بعضی از استاد هامون میگویند، توی این ۲۰ سال استاد بودنشون کل وقتشون رو گذاشتند و دو سه تا مقاله بیشتر ننوشته اند.
فرق اینا چیه؟
آیا اونی که ۵۰ داره چرته؟ یا در جایگاه خودش لازمه؟
شایدم هر دوتاش باید باشه؟ ها؟
نظر تو چیه؟
ـ سؤال خیلی مهم و واقعبینانهایه، و دقیقاً از همین تفاوتها میشه فهمید آدمها تو دانشگاهها یک مدل استاد نیستند.
بذار خیلی شفاف، بدون تعارف برات بازش کنم:
۱) استادهایی که «۵۰ مقاله» دارند
اینها معمولاً یکی از این سه گروهاند:
الف) استادهای پژوهشمحور (Research-oriented)
کار اصلیشون مقالهست.
روزشون رو با داده، مقاله، نوشتن و پروژه میگذرونن.
تو بعضی رشتهها (مثل مهندسی، پزشکی، علوم پایه) این طبیعی و حتی لازمه.
ب) استادهایی که با «دانشجوی تحصیلات تکمیلی» مقاله میسازند
خیلی از این ۵۰ مقاله، در حقیقت خروجی کار دانشجوهای ارشد و دکتریه.
استاد بیشتر نظارت میکنه، نامش به عنوان نویسنده اضافه میشه.
این هم در دنیا رایجه و چیز عجیبی نیست.
ج) استادهای کمکیفیت ولی پرکار (Paper factory)
تعداد بالاست ولی کیفیت پایینه.
بهش میگن مقالهسازی.
سریعنویسی، ژورنالهای ضعیف، یا کارهای تکراری.
این دسته تو همه جای دنیا وجود دارند، نه فقط ایران.
پس «۵۰ مقاله داشتن» = کیفیت بالا نیست
ولی «چرند» بودن هم لزوماً نیست.
بستگی به کیفیت و نوع کارشون داره.
۲) استادهایی که «فقط ۲–۳ تا مقاله نوشتند»
اینها یک مدل دیگهاند:
الف) استادهای آموزشمحور (Teaching-oriented)
اینها عاشق تدریساند.
کلاس فوقالعاده برگزار میکنند، به دانشجو وقت میدن،
ولی انگیزه مقالهنویسی ندارن یا اولویتشون نیست.
ب) استادهای عملیاتی یا اجرایی
بعضی استادها مسئولیتهای مدیریتی دارند.
یا کارشون پژوهش تولیدی نیست، بیشتر کارشون عملی تجربهایه.
ج) استادهای باسواد ولی آرام و کمالگرا
کم مقاله مینویسند، چون هر کاری که انجام میدن باید کیفیت خیلی بالا داشته باشه.
یک مقاله در ۵ سال، ولی سنگین و مهم.
۳) حالا سؤال اصلی:
پس کدوم بهتره؟ اونی که «۵۰ مقاله» داره یا اونی که «۳ تا»؟
جواب واقعی:
هیچکدام به خودیِ خود خوب یا بد نیستند.
بسته به اینکه:
رشتهشون چیه
نقششون چیه
کیفیت کارشون چقدره
از استاد چه انتظاری داری
میشه قضاوت کرد.
که دانشگاه به هر دو نیاز داره:
پژوهشگر پرکار + معلم باکیفیت
یک دانشگاه فقط با مقالهمحورها جلو نمیره،
و فقط با آموزشمحورها هم عقب میمونه.
۴) نتیجه؟ (جمعبندی ساده)
زیاد مقاله داشتن = لزوماً سطح علمی بالا نیست.
کم مقاله داشتن = لزوماً بیسوادی نیست.
کیفیت، نیت و نقش استاد تعیینکنندهست.
دنیا ترکیب این دو مدله.
اگه دوست داری، میتونم بگم چطور از «نوع حرف زدن و تدریس» میشه فهمید استاد از کدوم تیپه.
+ جالب بود، ممنون