تحلیل فیلم سینمایی زالاوا

علیرضا بیگدلی
یکشنبه بیست و سوم آذر ۱۴۰۴، 2:46

«زالاوا» فیلمیه که اگه فقط در حد قصه ببینیمش، نصفش رو از دست می‌دیم. بیایم لایه‌به‌لایه بازش کنیم.

۱. زالاوا دربارهٔ چیه؟ (در یک خط)

«زالاوا» داستان تقابل عقل مدرن و قدرت رسمی با ایمان جمعی، خرافه و ترس تاریخیه؛ جایی که هیچ‌کدوم کاملاً برنده نیستند.

۲. دو نیروی اصلی فیلم

فیلم عملاً روی دو قطب بنا شده:

سرگرد مسعود (قدرت عقلانی–مدرن)

نماینده‌ی دولت، قانون، نظم، علم

به «جن» باور ندارد

فکر می‌کند همه‌چیز با کنترل، زور و منطق حل می‌شود

مردم روستا (ایمان جمعی–اسطوره‌ای)

باورمند به جن، نفرین، نیروهای نامرئی

ترس‌شان واقعی‌ست، حتی اگر موضوع ترس موهوم باشد

حقیقت برایشان «تجربه زیسته» است، نه برهان علمی

فیلم هیچ‌کدام را مطلقاً احمق یا قهرمان نمی‌کند؛ و این نقطه قوت اصلی‌اش است.

۳. جن واقعاً وجود دارد؟

نکته‌ی درخشان فیلم اینجاست:

فیلم هرگز با قطعیت نمی‌گوید جن هست یا نیست.

اما سؤال مهم‌تر این است:

«آیا مهم است جن وجود داشته باشد، وقتی ترسش واقعی است؟»

از نظر اجتماعی:

جن = نماد ترس انباشته‌شده‌ی تاریخی

ترسی که نسل به نسل منتقل شده

چیزی که دولت و قدرت رسمی نمی‌تواند با دستور از بین ببرد

۴. سرگرد مسعود؛ قهرمان یا مستبد؟

در ظاهر:

می‌خواهد خرافه را نابود کند

می‌خواهد مردم را نجات دهد

اما در عمل:

به مردم گوش نمی‌دهد

تجربه زیسته‌شان را بی‌ارزش می‌کند

به جای فهم، تحقیر می‌کند

فیلم نقد ظریفی به «عقل اقتدارگرا» دارد:

عقلی که خودش را تنها حقیقت می‌داند، خطرناک می‌شود.

۵. صندوق جن؛ نماد مرکزی

صندوقی که جن در آن زندانی‌ست:

نماد حقیقت سرکوب‌شده

نماد چیزی که «نمی‌فهمیم، پس حبسش می‌کنیم»

شبیه بسیاری از ایده‌ها، باورها و دردهای اجتماعی

نکته‌ی مهم: وقتی صندوق باز می‌شود،

نه جن آزاد می‌شود،

بلکه ترس، شک و فروپاشی نظم آزاد می‌شود.

۶. پایان‌بندی؛ چرا اینقدر تلخ و مبهم؟

فیلم عمداً پایان قطعی نمی‌دهد، چون:

جامعه‌ی ما هم پاسخ قطعی ندارد

نه عقل مطلق جواب داده

نه ایمان کور

پایان می‌گوید:

وقتی عقل مردم را نفهمد

و ایمان از پرسش فرار کند

فاجعه، «بین این دو» رخ می‌دهد.

آمارگیر وبلاگ

© ناسوت