وقتی همه چیز مرتب است...

علیرضا بیگدلی
دوشنبه یکم دی ۱۴۰۴، 2:43

لازم نیست به ما دانشجوها خبر بدهند که قرار است مسئولی از راه برسد؛

دانشگاه خودش خبر را زودتر پخش می‌کند.

چند روز مانده به دیدار،

زمین‌ها برق می‌افتند،

غذا ناگهان قابل‌خوردن می‌شود،

باغچه‌ها به یاد می‌آورند که زنده‌اند،

و حمام‌ها و دستشویی‌ها طوری جان می‌گیرند

انگار قرار است برای اولین بار دیده شوند.

ما از همین نشانه‌ها می‌فهمیم که «چشمی در راه است»؛

چشمی که قرار است ببیند همه‌چیز مرتب است،

و بعد با خیالی آسوده بگوید:

اینجا هم الحمدلله مسئله‌ای ندارد.

می‌شود به سراغ قاب بعدی رفت.

اما واقعیت، معمولاً در زمان‌هایی نفس می‌کشد

که کسی برای دیدنش آماده نشده است.

جایی که حضور، از قبل اعلام نمی‌شود

و صحنه، فرصت آراستن به خود نمی‌یابد.

و چه آدم‌های شریفی بودند…

می‌پرسید چه کسانی؟

آن‌ها که بی‌نام و نشان می‌آمدند،

نه برای دیده شدن،

بلکه برای دیدن؛

می‌آمدند تا صدای واقعی را بشنوند،

نه آن صدایی که مخصوص روزِ بازدید تمرین شده است.

📝@Nasut84

آمارگیر وبلاگ

© ناسوت