اینقدر این آدمها را دوست دارم؛ همانهایی که بهجای غر زدن و تکرارِ «همهچیز خراب است»، سرشان را میاندازند پایین و کارِ خودشان را درست انجام میدهند. سالها بعد، میبینی، بیسروصدا به جایگاه های عجیب و خفن رسیدهاند… و ما هنوز نشستهایم و همان جملهٔ همیشگی را تکرار میکنیم: «فلان چیز خراب است…»